...جوان 2... آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ اقتصاد خانواده باید طوری مدیریت شود که بتواند نیازهای رو به افزایش افراد خانواده را پاسخ بگوید. قدرت تحلیل اقتصادی و سرمایهگذاری در خانواده از ضروریات است و میزان مصرف بر پایه آن تعیین میشود. بنابراین این فکر که تمام بودجه یک خانواده فقط به نیازها و ذوق و سلیقه یک نفر پاسخ دهد کاری اشتباه است. برای اینکه به اقتصاد خانواده خود سر و سامان دهید قبل از هر چیز باید یک برنامه داشته باشید. برنامهای که درآمد و هزینهها را متعادل سازد و درآمد شما را در خانواده به بهرهوری برساند. برای این کار باید بدانید چه میزان پول را در چه زمانی، چه موردی و چه مکانی هزینه کنید. برای اینکه بتوانید حساب و کتاب مشترکی داشته باشید باید قبلا برنامهریزی اقتصادی خانواده را تمرین کرده باشید. اگر در این امر تجربهای ندارید اول مدتی این کار را تجربه کنید تا از دخل و خرج و برنامهریزی برای آینده و هزینههای خانوار مطلع شوید. اگر در خانواده شیوه درستی از هزینهکرد درآمدها صورت بگیرد و برای هر هزینهای پیشبینی شده باشد این شیوه کارآمد الگوی فرزندان نیز قرار میگیرد و یک شیوه درست در جامعه ترویج میشود. بنابراین اگر شما اقتصاد خانواده خود را درست برنامه ریزی کنید در واقع اقتصاد زندگی فرزندانتان را برای آینده تضمین کردهاید و به آنان آموختهاید که چگونه از پس مخارج خود برآیند. برای اینکه بین دخل و خرج خود توازن ایجاد کنید باید نیازهای خود را بشناسید. نیازهای واقعی آنها هستند که برای رشد جسمی، ذهنی و روحی به آنها احتیاج دارید. تفریح سالم غذا و مسکن نیازهای واقعی هستند اما چیزی مثل سیگار و مواد مخدر فریبندههایی هستند که فقط پول شما را هدر میدهند. حتی چیزهای کوچکتر مثل زیور آلات و مجسمههایی که خارج از ظرفیت خانه شماست، تنقلاتی که مضر معرفی میشوند و هر چیزی که مشابه کارآمد آن را در خانه دارید و فقط با تبلیغات فریبنده هوس کردهاید که آن را عوض کنید از این دست نیازها به شمار میروند. چشم و همچشمی، نداشت برنامهریزی بلندمدت و آیندهنگری میتواند شما را در معرض ولخرجی قرار دهد. خانمی درباره تجربه خود در این مورد با ما صحبت کرده است. او و همسرش دو فرزند دارند. وی معتقد است حساب مشترک میتواند اعتماد و همکاری زوجین را نشان دهد. او میگوید: حسابکشی در مورد تکتک برداشتها و خرجها و خطکش گذاشتن در مورد همه مسائل مالی در خانواده ایجاد تفرقه میکند. او میگوید: من و همسرم طی 8 سال زندگی مشترک کاملا همدیگر را شناختهایم و اگر هریک خرج بزرگی داشته باشیم به دیگری میگوییم و نظر او را میخواهیم واگر در خانواده پذیرفته شد برداشت از حساب عملی میشود. او میگوید: این شیوه، ما را به هم نزدیکتر کرده و هرگز اختلافی در مورد درآمد و هزینهکردمان نداریم. اما نرگس تجربه دیگری دارد. او میگوید در ابتدای زندگی مشترکمان درآمد من و همسرم هردو در دسترس بود و معلوم نبود چه کسی پول دیگری را خرج میکند. این بانوی 30 ساله و کارمند ادامه میدهد: کمکم حس کردم همسرم پولها را زیاد برداشت میکند و آن را جایی خرج میکند یا سرمایهگذاری میکند. وقتی از او میپرسیدم ناراحت میشد و میگفت زن که نباید با حساب و کتاب خانه کار داشته باشد. حتی وقتی میخواستم برای خودم چیزی مثل طلا یا اتومبیل بخرم معترض میشد. این بود که بعد از یک دعوای حسابی و کلی قهر حسابهایمان را از هم جدا کردیم. مخارج من و خانه به عهده او گذاشته شد و من پولم را برای هرچه بخواهم از جمله مخارج خانه خرج میکنم اما این یک وظیفه نیست، کمکی است که هروقت بخواهم انجام میدهم و کسی نیز از من انتظار ندارد. حالا او هم فکر نمیکند من دارم سرمایهاش را هدر میدهم. حتی چند وقت پیش من با پساندازم یک خانه خریدم و او کاملا شوکه شده بود زیرا فکر میکرد حقوق من کمتر از آن است که بشود با آن چیزی خرید و من ولخرجتر از آن هستم که چنین برنامهریزی داشته باشم. حالا او نسبت به من اطمینان و احترام بیشتری قائل است و برای سرمایهگذاریهایش با من مشورت میکند. نظرات شما عزیزان: پيوندها
|